حافظ موسوی
سرگرمی و لذت، اصل اول و بنیادین ادبیات است
حافظ موسوی گفت: فیلسوفان، شاعران و زیباییشناسان هنوز نتوانستهاند به نتیجهای دربارهی مفید بودن ادبیات برسند.
این شاعر در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان، اظهار كرد: اینكه ادبیات و شعر به درد میخورد یا نه و اینكه فایدهای دارد یا نه، از آن بحثهای قدیمی است كه از روزگار افلاطون و ارسطو تا به امروز مطرح بوده است. افلاطون جهان مادی یا واقعی را تقلیدی از جهان مثالی (مثلها) میدانست و معتقد بود، شعر تقلیدی از این جهان تقلیدی است؛ یعنی تقلید مضاعف كه هیچ فایدهای بر آن مترتب نیست. ارسطو حرف استاد را نقد و نقض كرد و گفت، غریزهی تقلید در سرشت آدمی است و همین استعداد تقلید است كه انسان را از دیگر جانوران متمایز میسازد و مایهی تكامل او میشود؛ پس نه تنها مفید است؛ بلكه ضروری هم هست.
او ادامه داد: این موضوع طی قرنها بعد از آن، بارها توسط فیلسوفان و زیباییشناسانی چون: كانت، هگل، شیللر، گوته و... مورد بحث قرار گرفت. كانت به زیبایی به عنوان امری فینفسه و فارغ از سودمندی دیگران مینگریست. گوته معتقد بود، شعر فارغ از ارزشهای اخلاقی است و دیگران تا به امروز در اینباره بسیار گفتهاند.
موسوی شعر و ادبیات را بخشی از هستی انسان دانست و گفت: انسان در یك معنای كلی، موجودی است كه شعر مینویسد، داستانسرایی میكند، قدرت تشخیص موزونیت، ریتم و موسیقی دارد. اگر این خاصیت در انسان نبود، این همه حكایت و افسانه و اسطوره و شعر و داستان و رمان با این همه زحمت خلق نمیشد. انسانی كه از این خاصیتها تهی باشد، جانوری است كه نیمی از سیر تكامل بشری را طی نكرده است. چنین انسانهایی در جوامع شهری معمولا بسیار نادرند.
این شاعر ادبیات را سرگرمكننده معرفی كرد و افزود: سرگرمی و لذت، اصل اول و بنیادین ادبیات است؛ اما یاد گرفتن و یاد دادن واژهی مناسبی برای تأثیری كه هنر و ادبیات بر انسان میگذارد، نیست. شعر و ادبیات در معنای محض خود نمیخواهد بر معلومات ما دربارهی چیزی یا چیزها بیافزاید؛ بلكه میخواهد هستی چیزها (طبیعت اشیا) را به ما نشان دهد.