اینجا تعریفی گذشتهگرایانه را از پستمدرنیسم رواج دادهاند
حافظ موسوی
حافظ موسوی گفت: متأسفانه دربارهی پستمدرنیسم، آنچه در كشور ما از سوی محافل رسمی و آكادمیك ترویج شده، تعریفی بغایت گذشتهگرایانه بوده است.
این شاعر در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان، یادآوری كرد: پستمدرنیسم یك وضعیت است كه پس از نیمهی دوم قرن بیستم در دنیای غرب پدید آمد. منظور از وضعیت یعنی مختصات جدیدی كه این روزگار را از روزگار پیش از آن متفاوت میكند؛ روزگاری كه تجربهی دو جنگ جهانی هولناك را پشت سر گذاشته و به رغم پیشرفتهای سیاسی و دموكراسی، فجایع بزرگی چون كشته شدن میلیونها انسان در دو جنگ جهانی و كورههای معروف آدمسوزی را به همراه خود داشته است. این وضعیت جدید به هر حال برآمده از جنبش چهارصدسالهای بود كه از رنسانس به بعد در غرب رخ داده بود.
او با بیان اینكه تناقضات زندگی مدرن و نتایج ناهمگون آن همواره مورد انتقاد مدرنیستها نیز بوده است، خاطرنشان كرد: اولین منتقد مدرنیسم، شاعران، نویسندگان و متفكران مدرن بودهاند؛ از ماركس تا نیچه. در یك نگاه كلی، پستمدرنیسم نگرش انتقادی نسبت به پروژهی مدرنیسم است؛ اما همینجا باید این نكته را در نظر داشته باشیم كه پستمدرنیسم علیه مدرنیسم نیست. پستمدرنیسم در امتداد و ادامهی پروژهی ناتمام مدرنیسم است؛ اما با نگرش انتقادی.
به باور موسوی، اینها زمینههای اصلی پیدایش وضعیت پستمدرن در جهان معاصر است؛ به این معنا كه پستمدرنیسم را نمیتوان به عنوان یك مكتب اثباتی كه از خودش تعاریف قاطعی به دست میدهد، درنظر گرفت. پستمدرنیسم بیش از آنكه نگرشی اثباتی باشد، نگرشی انتقادی است.
این شاعر دربارهی پستمدرنیسم در حوزهی ادبیات نیز گفت: در حوزهی هنر و ادبیات نمیتوان به دنبال مكتب خاصی به نام پستمدرنیسم گشت. آن وضعیتی كه از آن به عنوان پستمدرنیسم یاد كردم، طبیعتا در همهی وجوه از جمله ادبیات و هنر بازتاب داشته است. در اینجا نیز كماكان ما به جای نگرش اثباتی، با نگرش انتقادی مواجهایم.
او همچنین بیان كرد: هنرمند و شاعر پستمدرن در آموزهها، آموختهها و قواعد خشك و قاطع دوران مدرن، پرسشها و تردیدهای خود را مطرح میكند و پستمدرن موارد كلاسیكی را مورد پرسش قرار میدهد. این پرسشگری در قواعد كلاسیك به مراتب رادیكالتر از پرسشگری رمانتیكها و مدرنیسمهاست؛ برای همین است كه شاعر یا هنرمند پستمدرن در هر قاعدهای كه پیش از آن غیرقابل تردید به حساب میآمد، شك و تردید را برای خود حفظ میكند.
موسوی خاطرنشان كرد: فیلسوف و هنرمند و شاعر پستمدرن، اگرچه ابزار عقل را كنار نمیگذارد، با عقل ابزاری برخوردی انتقادی دارد. تفكر و هنرمند پستمدرن ایمان قاطع و تردیدناپذیر مدرنیستها و رمانیستها را با برخوردی طنزآلود به چالش میطلبد. از آنجا كه او اساسا در فكر پاسخهای احساسی نیست، گاهی و اغلب ترجیح میدهد با ابزار طنز، سست بودن بنیاد تفكر قبلی را افشا كند.
او در ادامه گفت: پستمدرنیسم درواقع میخواهد نشان دهد كه چطور همهی دریافتهای انسان از هستی در مهی رقیق شناور است و چطور مرزهای قاطع بر این تردید جهان دكارتی قابل تردید است. اینها كلیاتی است كه میتوان بازتابهای آن را در معماری، نقاشی، شعر و ادبیات نشان داد. البته پستمدرنیسم تعریفهای دیگری هم دارد.
این شاعر در عین حال خاطرنشان كرد: شكستخوردگان جنبش مدرنیسم، چه در ایران و چه در سایر نقاط جهان، وضعیت پستمدرن را موقعیتی به شمار آوردهاند كه بتوانند بار دیگر انسان را به گذشتهی قرون وسطایی برگردانند؛ یعنی به گذشتهای كه رنسانس آن را نفی كرد.
حافظ موسوی دربارهی زمینهی حضور چنین تفكری در ایران نیز یادآوری كرد: در كشور ما پس از شكست جنبش ملی و استقرار حكومت كودتا، زمینههایی برای چنین تفكری مهیا شد و حتا گروهی از روشنفكران مبلغ بازگشت به گذشتههای از دسترفته شدند؛ مبلغ مخالفت و دشمنی با دستاوردهای عظیم مدرنیسم.
او ادامه داد: این داستان و این نگاه هنوز هم وجود دارد و هنوز هم میكوشد ما را از گام نهادن در مسیر مدرنیسم، كه دست كم 100 سال از زندگی ما را از مشروطه تا به امروز تحت تأثیر قرار داده است، مأیوس كند. طرفداران این نگاه میگویند دیدید مدرنیسم در دنیا چه فجایعی را به بار آورد؟ دیدید اگر ابزار زندگیمان را به دست عقل ناقص انسان بسپاریم، چه فجایعی به بار خواهد آمد؟ پس بیایید بار دیگر سكان عقل را تعطیل كنیم و در برابر قدرتهای اسطورهیی، در برابر آنهایی كه نمایندگان عقل فرابشری هستند، سر تعظیم فرو آوریم و بگذاریم بار دیگر ما را به سعادت دنیوی و اخروی، از آنگونه كه در قرون وسطا شاهد آن نوع بودیم، رهنمون شوند. طبیعی است اگرچه این نگاه حامیان سرسختی دارد، دیدگاهی است كه در برابر تاریخ ایستاده و نهایتا فرو خواهد ریخت.