آزاد به انزاواي عجيبي گرفتار شده بود
حافظ موسوي _ شاعر _ در گفتوگو با ايسنا آزاد را يكي از شاعران برجستهي اواخر دههي 30 و40 دانست و تصريح كرد: او با لحني ويژه شعر را به سمتهايي برد كه اوج و كمال آن در شعر فروغ فرخزاد به ثمر نشست.
به گمان وي از ويژگيهاي م.آزاد، نوع بهرهگيري بود كه او از يكي از شاخههاي شعر نيمايي، يعني در شعر آزاد داشت. در اين شعرهاي آزاد با نوعي هراس و اضطراب انسان مدرن مواجه هستيم؛ هراس از ناشناختهها، بيهويتيها، گير كردن در برزخي كه ميخواهد نه به سنت ربطي داشته باشد و نه از مجابكنندگي دنياي مدرن برخوردار باشد.
موسوي افزود: در همان سالها، شعر آزاد بهطور وسيعي در ميان شعرخوانها و جامعهي ادبي رواج يافت. خيلي از منتقدان نامدار همان روزگار از آزاد بهعنوان چهرهاي متفاوت و اميدي براي جانشيني شاعران بزرگ نسلهاي قبلي ياد كردند.
وي از ويژگيهاي كار آزاد را آشنايياش با ادبيات غرب دانست و تصريح كرد: او در عين اينكه ادبيات غرب را ميشناخت، با ادبيات ايران هم آشنايي خوبي داشت و با پشتوانهاي ادبي و فرهنگي مطمئن مسير خود را پي ميگرفت.
اين شاعر معاصر با اشاره به انزواي آزاد در دو سه دههي گذشته، گفت: آزاد به انزاوايي عجيبي گرفتار شد؛ انزوايي كه از يك سو شرايط اجتماعي و سياسي جديد بر شاعران و همه هنرمندان تحميل ميكرد و از سويي ديگر، در خود آزاد انگيزههايي وجود داشت كه تسليم شدن به انزوا را براي او توجيه ميكرد.
موسوي با ياد آوري اينكه آزاد بيترديد يكي از شاعران بزرگ روزگار ما بود، اضافه كرد: او گرچه در تنگدستي و فراموششدگي در اين سالهاي اخير روزگار گذراند، اما دست كم براي كساني كه او را با آثارش از گذشتههاي دور ميشناختند، با همان هيبت و شكوه و وارستگي و مناعت طبع كه برخوردار بود، باقي ماند.
وي گفت: باآنكه در دو دههي اخير در عرصهي ادبيات حضور نداشت، با اينحال نسبت به ادبيات و بهخصوص شعر و همچنين نسبت به جامعهاي كه در آن زندگي ميكرد، حساسيت نشان ميداد.