تبليغاتX
حافظ موسوي
حافظ موسوي
ديدگاه‌هاي افراطي در شعر

حافظ موسوي:
ديدگاه‌هاي افراطي در شعر به بن‌بست رسيدند
ادبيات در مقابل فوتبال بچه‌ي سربه‌زير و كم‌خرجي است

 

حافظ موسوي شعر دهه 70 را مكتب شعري نمي‌داند و معتقد است كه نمي‌توان همه شاعران اين دهه را زير چتر آن نگه داشت.

اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان خاطرنشان كرد: از دهه 60 با توجه به تحولاتي كه در سطح بين‌المللي و كشور رخ داد، شامل جنگ، انقلاب و تحولاتي كه در آرايش سياسي جهان به وجود آمد، تجربياتي كه روشنفكران و هنرمندان ما از بعد از كودتاي 28 مرداد داشتند، از جنبش‌هاي دانشجويي و چريكي و ... كه تاثيرات خودشان را بر ادبيات و هنر و ديدگاه‌هاي روشنفكري به جا گذاشتند تا اين‌كه رسيديم به انقلاب كه جامعه با وضعيت جديد روبه‌رو شد، مهم‌ترين اتفاقي كه افتاد اين بود كه جامعه ما از جامعه‌اي با معادلات ساده و تك‌مجهولي به جامعه‌اي پيچيده‌تر تبديل شد؛ يعني اگر در دهه‌هاي 40 و50 براي اغلب روشنفكران، ‌مبارزان سياسي و اجتماعي و آزادي‌خواهان ظاهرا همه مقوله‌ها روشن و آشكار بود و اين روشني و وضوح را عينا در كارهاي خود بازتاب مي‌دادند كه نمونه عالي آن را از جمله در شعر شاملو مي‌توان يافت، بعدا ديگر اين‌گونه نبود.

موسوي ادامه داد: از دهه 60 به اين طرف اين معادلات تك‌مجهولي وضعيت بغرنج ما را توضيح نمي‌داد؛ بنابراين در درجه اول شعر ـ چون رهبري ادبيات و هنرهاي ما را در كف داشته ـ و در درجه بعد ادبيات‌ داستاني و مابقي هنرهاي ما در جست‌وجوي آن نوع از قالب‌ها و ظرفيت‌هاي بياني بودند كه بتواند پيچيدگي وضع موجود را توضيح دهد؛ به نظر من نقطه آغاز تحولات شعر فارسي در دو دهه اخير اين‌جاست.

وي توضيح داد: اين تحولات از تجربه‌هاي آرام در دهه 60 شروع شد و در دهه 70 به اوج خود رسيد. در نيمه دهه 70 اين تجربه‌ها عملا دو راه جداگانه در پيش گرفتند؛ گروهي به اين نتيجه رسيدند كه تحول شعر فارسي بايد در ادامه بوطبقاي شعر نيما صورت گيرد. اين گروه معتقد بودند كه هنوز ظرفيت‌هاي زيادي در بوطيقاي شعر نيما وجود دارد كه در دهه‌هاي پيشين مورد توجه قرار نگرفته است و در يك نگاه كلي‌تر اين گروه بر اين باور بود كه هر پديده جديدي اگر اصيل باشد، ناگزير است پيوندها و حلقه‌هاي اتصال خود را به امر قديم يا سنت روشن كند. به گمان من بخش اصلي‌ شعر دهه 70 در اين سمت‌وسو حركت كرد.

موسوي با بيان اين‌كه گروه ديگر به هر دليل به اين نتيجه رسيد كه دوران نيما و بوطيقاي او كلا به سر آمده است و از اين رو چيزي را پيشنهاد كردند كه هيچ ارتباطي با سنت شعر فارسي و بويژه سنت شعر نيمايي نداشت، گفت: در اين گرايش افراطي اگرچه انرژي‌هاي مثبتي وجود داشت كه به كل جريان نوگرايانه دهه 70 شتاب بيش‌تري مي‌بخشيد، اما معلوم بود كه سرانجام مانند تجربه‌هاي امثال تندر كيا و هوشنگ ايراني در مقايسه با نيما معلق و پا در هوا خواهد ماند.

او افزود: امروز نيز كماكان با بعضي حواشي همين دو جريان را مي‌بينيم، با اين تفاوت كه به گمان من ديدگاه‌هاي افراطي آشكار و پنهان به بن‌بست رسيدند.

وي درباره جهاني شدن و حركت شعر و شاعر به سوي جهاني شدن نيز گفت: در اين زمينه مسائل گوناگوني بايد بررسي شود. فراموش نكنيم كه حتا ادبيات دهه 40 ما كه دوران پرباري هم بود، تقريبا از مرزهاي جغرافيايي و فرهنگي كشور فراتر نرفت. عوامل گوناگون در اين وضعيت دخيل است؛ از جمله بارها از سوي افراد مختلف به محدوديت زبان فارسي اشاره شده است. به نبود حمايت بنگاه‌هاي مطبوعاتي خارجي براي ترجمه آثار فارسي نيز اشاره شده است. مي‌توان گفت ادبيات ما همواره گرفتار قدرت‌هاي سياسي بوده كه براي نه تنها خروج از قلمرو جغرافيايي كشور كه براي حضور در داخل كشور با هزارويك جور تنگنا مواجه بوده است. بنابراين ظاهرا اوضاع و احوال به گونه‌اي است كه وضعيت ادبيات ما در عرصه جهاني چيزي بهتر از وضعيت فوتبال ما نيست، با اين تفاوت كه براي فوتبال ميليون‌ها دلار خرج شده و ادبيات بچه سربه‌زير و كم‌خرجي است؛ اما از اين‌ها كه بگذريم يك عامل مهم براي جهاني شدن اين است كه ما حرفي جهاني داشته باشيم.

موسوي گفت: حافظ، ابن سينا، خيام و ابن رشد به اين دليل جهاني بودند كه در واقع با جهان معاصر خودشان در حال گفت‌وگو بودند. پرسش‌هاي حافظ در برابر نظام هستي در رديف مهم‌ترين پرسش‌هايي بود كه براي هر صاحب انديشه‌اي در سراسر جهان در اواخر قرون وسطا مطرح بود. بنابراين ما اگر بخواهيم جهاني شويم، بايد ببينيم آيا در گفتمان جهاني عصر خودمان مشاركت داريم يا نداريم.

اين شاعر همچنين يادآوري كرد: به نظر مي‌رسد كه ما در اين زمينه قدري كم آورده‌ايم، اما مايوس نبايد باشيم؛ چراكه بويژه ما در شعر بر ميراث پربار و كهنسالي تكيه داريم كه اگر امروز بتوانيم روزنه‌اي براي مشاركت در آن گفت‌وگوي جهاني پيدا كنيم، به سرعت فاصله‌هاي كنوني را پشت سر خواهيم گذاشت.

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:14  توسط حافظ موسوي  |