تبليغاتX
حافظ موسوي
حافظ موسوي
احمد عاشورپور

ياد ياران - احمد عاشورپور

بهاره خسروي
 
 
منبع: سايت روز -  شنبه 29 دی 1386

‏احمد عاشورپور پيشکسوت موسيقي فولکلوريك ايران پس از دو ماه بستري بودن در بيمارستان جم تهران، و ‏نيم قرن خاموشي در عرصه موسيقي رسمي ايران روز 22 بهمن 86 به ‌دليل عوارض ناشي از كهولت سن و ‏عفونت ريه در آستانه ي 90 سالگي درگذشت. به همين مناسبت در تهران پاي حرف هاي شمش لنگرودي و ‏حافظ موسوي نشسته ايم....‏


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 16:2  توسط حافظ موسوي  | 

نظریه ها - 10

نيما يوشيج، نظريه پرداز شعر مدرن ايران- 10

تعريف و تبصره

حافظ موسوي

 

 

تعريف و تبصره دومين مقاله مفصل نيما درباره شعر و ادبيات است. اين مقاله در بهار سال 1332 يعني حدوداً سي سال پس از انتشار «افسانه» نوشته شده است. در طول اين سي سال، نيما مهم ترين شعرهايش را نوشت و همان طور که خود پيش بيني کرده بود گروهي از جوانان به او گرويدند و شعر او در ميان روشنفکران جاي پاي محکمي براي خود باز کرد. گرچه نيما همچنان گله مند بود، اما اين مقطع زماني، مقطعي است که مي توان آن را سرآغاز تفوق شعر نو بر شعر قديم ناميد. کافي است به ياد بياوريم که چند سال پس از نوشته شدن تعريف و تبصره انتشار شعرهاي نسل اول شاگردان نيما (شاملو، اخوان، نصرت رحماني، اسماعيل شاهرودي و...) چه غوغايي در جامعه ادبي ما- آن هم در شرايط خفقان پس از کودتا- برپا کرد و نيز به ياد بياوريم که اغلب شعرهاي نيما در همين دوره (يعني دهه 30) شانس انتشار پيدا کرد. اما توقع نيما- بحق- بسيار بيش از اين بود. نيما هنوز از اينکه حرف هايش به درستي درک نمي شد در رنج بود. تعريف و تبصره در واقع مروري بر کارنامه 30 ساله شعر نو و واکنش هاي گوناگون مردم و نحله هاي مختلف فکري و ادبي نسبت به آن است. از واکنش هاي تحقيرآميز اديباني چون ملک الشعراي بهار گرفته تا واکنش هاي مريدان و پيرواني که بدون درک روح تحولي که نيما ايجاد کرده بود، پشت نام او پنهان مي شدند و هر اثر ناپخته يي را در زمره شعر نو به خورد مردم مي دادند. نيما درباره گروه اخير در تعريف و تبصره چنين گفته است؛ «ذوق و معرفت ما را هوا برداشته است. بحر طويل خواني هايي که امروز به زبان نيما يوشيج و به هواي شعر آزاد رخنه در بازار ادبيات شعري ما بسته است، شاهد اين روزهاي هرج و مرج وحشتناک در ذوق و اندازه هاي ما هستند. پس از آن، قطعات شعري که در هر کدام وزن رد و بدل مي شود و شبيه به اسب هايي هستند که باد لغوه گرفته و مي شلند.»1


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 23:31  توسط حافظ موسوي  | 

نظریه ها - 8

نقد و نظريه پردازي ادبي پس از مشروطه - 8
حافظ موسوي

 

با اين حال طرح اين نکته و انگشت نهادن بر تناقضي که به آن اشاره شد به اين معنا نيست که بخواهيم از آن چنين نتيجه بگيريم که پيشروان ادبي ايران در عصر مشروطه به جاي رئاليسم مي بايد مثلاً رمانتيسيسم يا نئوکلاسيسيسم را بر مي گزيدند، چرا که اين تناقض - که از آن به عنوان ناموزوني تاريخي ياد مي شود - مبحثي صرفاً نظري نيست، بلکه ريشه در واقعيت زندگي اجتماعي و شرايط تاريخي کشور ما و اغلب کشورهاي پيراموني دارد و ظاهراً از اعوجاج ناشي از آن نمي توان گريخت.

 

برگرفته از: هفته نامه ی روزنامه ی اعتماد


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 18:11  توسط حافظ موسوي  | 

ترجمه ی شعرها به ترکی استامبولی

 

 

ترجمه ی شش شعر حافظ موسوی به ترکی استامبولی

ترجمه ی حامد رحمتی

 

حافظ موسوی و حامد رحمتی

 

 

 

۱

Kuşlar seninle arkadaşlar

Kediler ayak sesinden kaçmıyorlar

Bocekler sen istediğin zaman

Terliklerin önünde üzanırlar

İçimdeki cenver sakin olmuş

Sen hangi dile konuşuyorsun.

گنجشك ها با تو دوستند

گربه ها از صداي پايت فرار نمي كنند

سوسك ها

_اگر تو بخواهي _

كنار دمپايي ها دراز مي كشند

جانور درونم آرام شده است

تو با كدام زبان حرف مي زني ؟!


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 14:49  توسط حافظ موسوي  | 

اکبر رادی

تئاتر، قلم، زبان و فرهنگ

در سوگ اكبر رادی

حافظ موسوی

 

 

اكبر رادی،‌نمایشنامه‌نویس ِ بلند‌آوازه‌ی ایران،‌خالق  روزنه‌ی آبی، صیادان، مرگ در پاییز، لبخند با‌شكوه آقای‌گیل، منجی در صبح نمناك، آمیزقلمدون، پلكان، شب روی سنگفرش‌خیس و ... از میان ما رفت.

رادی تجسم قلم و شرافت هنرمند بود. ساده و بی‌آلایش، زلال و مهربان، فروتن و بی‌هیاهو، با چشمانی تیزبین،‌هوشی سرشار و قلبی بی‌كینه.

من بارها در اتاق كار كوچك او، چخوف، تولستوی، هدایت،‌ نیما، و صیادان و شالیكاران ِ ولایتمان را ملاقات كرده‌بودم.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 15:21  توسط حافظ موسوي  | 

نظریه ها - 7

نقد و نظريه پردازي ادبي پس از مشروطه-7

حافظ موسوي

 

 

ادبيات جديد در ايران با جنبش مشروطه آغاز شد. از آنجا که اين جنبش، جنبشي اصيل بود و با خواست هاي بنيادين جامعه همخواني داشت، تقريباً بر همه شئون زندگي ايرانيان تاثير گذاشت، اگرچه خود اين جنبش نهايتاً در بخش عمده يي از اهداف و آمال خود ناکام ماند اما اثرات آن در زندگي مردم تداوم يافت. انقلاب مشروطه نخستين و مهمترين گام ايرانيان براي گذار از سنت به مدرنيته بود. آثار به جا مانده از روشنفکران مشروطه خواه نشان مي دهد که آنها، صرف نظر از تفاوت هاي شخصي و ايدئولوژيک شان بر اين باور بودند - يا اغلب شان بر اين باور بودند - که جامعه ايران براي رهايي از بن بست جهل و عقب ماندگي چاره يي جز در هم شکستن مناسبات کهنه و فرسوده قديمي و بنياد گذاشتن جامعه يي جديد، مبتني و متکي بر قانون و مدنيت ندارد و بديهي است که الگوي غرب، روشن ترين و اميدبخش ترين الگويي بود که آنها پيش روي خود داشتند و مي توانستند از آن براي معماري جامعه آرماني خود الهام بگيرند. از آنجا که بحث در حوزه هاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي در اين مقاله مورد نظر ما نيست از آن درمي گذريم و بحث خود را درباره ادبيات و نظريه هاي ادبي پي مي گيريم.تلاش هاي نوگرايان ادبي در دوره مشروطه، اگرچه به خلق آثار درخشاني منجر نشد اما از چند نظر حائز اهميت و قابل توجه است؛ نخست اينکه آنها اين باور را در بين مردم رواج دادند که ادبيات گذشته ايران - به رغم تمام اهميت و قداستش نزد ايرانيان - به رکود و انجماد دچار شده و در مقايسه با دستاوردهاي ادبيات جديد دنيا نمي تواند همچنان مايه مباهات و تفاخر باشد تا جايي که مردم ايران همچون گذشته برخود ببالند که هنر نزد ايرانيان است و بس.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 18:38  توسط حافظ موسوي  |