تبليغاتX
حافظ موسوي
حافظ موسوي
نظریه ها - 6

پيشينه نقد و نظريه پردازي ادبي در ايران - ۶

حافظ موسوي

 

ملک الشعراي بهار در مقدمه کتاب «سبک شناسي» مي نويسد؛«ادبيات فارسي تا سي چهل سال پيش، دو پايه بيش نداشت، يکي علوم مقدماتي زبان عرب، ديگري تتبعات در متن زبان فارسي و فراگرفتن قواعد ناقص زبان و تاريخ لغت.» ملک الشعرا اين مطلب را در سال 1331 نوشته است. اين گفته علاوه بر اينکه خلأ مربوط به دانش هاي ادبي را در تاريخ ادبيات ما نشان مي دهد، به اين نکته نيز به طور ضمني اشاره دارد که از حدود 90 سال پيش حرکت هاي جديدي در ادبيات ما آغاز شده است.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 10:10  توسط حافظ موسوي  | 

جستاری در نظریه ها - 5

جستاري در نظريه هاي ادبي از يونان تا ايران- 5

حافظ موسوی

 

پساساختارگرايان معتقدند ديوار حائل يا خط فاصلي که ساختارگرايان بين عناصر دوتايي قرار مي دهند وجود خارجي ندارد. يعني هيچ «چيز»ي واقعاً عبارت از نفي «آن ديگري» يا «ديگر چيزها» نيست. به عبارت ديگر هر «چيز»ي عبارت است از خودش به اضافه پاره هايي از «چيز»هاي ديگر. از اين رو نه تنها از طريق اصل تمايز و تقابل، بلکه از هيچ طريق ديگري نمي توان به معناي ناب «چيز»ها دست يافت چرا که براساس همان اصل تمايز و پيگيري آن در لايه هاي بعدي به شبکه پايان ناپذيري از تمايزها (معناها) خواهيم رسيد که دسترسي به معنا را ناممکن خواهد کرد.بنابراين اگر ساختارگرايان به رغم قبول جدايي بين دال و مدلول، هنوز هم به کارآمدي زبان در توليد و انتقال معنا باور داشتند، پساساختارگرايان (و شاخص ترين چهره آن؛ ژاک دريدا) غيرقابل اعتماد بودن، ناپايدار بودن و سست بنياد بودن زبان را به شکل بسيار مبالغه آميزي در نظريات خود مطرح کردند.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 14:27  توسط حافظ موسوي  | 

جستاری در نظریه ها-4

 

جستاري در نظريه هاي ادبي از يونان تا ايران-4

حافظ موسوي

 

اگرچه ظهور نخستين نظريه پردازان ساختارگرا در روسيه (فرماليست ها) و مکتب ساختارگرايي چک تاثيرپذيري مکتب ساختارگرايي از سنت تفکر مارکسيستي را تاييد مي کند، با اين حال نمي توان مکتب ساختارگرايي در نقد ادبي قرن بيستم را زيرشاخه يي از پديدارشناسي هوسرل يا نقد مارکسيستي به حساب آورد. اغلب منتقدان و تاريخ نويسان بر اين عقيده اند که ساختارگرايي ريشه در نظريات زبان شناسي فردينان دوسوسور و پس از آن در مردم شناسي ساخت گراي لوي استروس دارد. سوسور زبان را نظامي از نشانه ها مي دانست و معتقد بود که رابطه بين نشانه و مصداق (يا دال و مدلول) رابطه يي کاملاً اختياري است.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آذر 1386ساعت 12:2  توسط حافظ موسوي  |