تبليغاتX
حافظ موسوي
حافظ موسوي
جستاري در نظريه ها-3

 

جستاري در نظريه هاي ادبي از يونان تا ايران-3

حافظ موسوي

 

آراي هگل در باب زيبايي شناسي و مکتب رمانتيسيسم دست کم تا پايان نيمه نخست قرن نوزدهم بر اروپا مسلط بود. از آن پس، به ويژه پس از درگذشت سه چهره نامدار اين مکتب در آلمان (فردريش شلگل 1829، هگل 1831، گوته 1832) و بروز شرايط جديد اقتصادي و اجتماعي در غرب که آبستن جنبش هاي انقلابي و نهايتاً نخستين جنگ جهاني بود از نفوذ اين مکتب کاسته شد و نهضت هاي ادبي جديدي چون ناتوراليسم، سمبليسم و مدرنيسم جاي آن را گرفت. افول نهضت رمانتيسيسم در اواخر قرن نوزدهم نه تنها پايان عصر نظريه پردازي ادبي در غرب نبود، بلکه مي توان گفت سرآغازي بود براي پربارترين عصر نظريه پردازي ادبي در قرن بيستم.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 10:1  توسط حافظ موسوي  | 

نظریه ها 2

جستاري در نظريه هاي ادبي از يونان تا ايران -2

حافظ موسوي

 

اختلاف اساسي ارسطو با افلاطون در اين بود که او برخلاف افلاطون ارزش اخلاقي شعر را از ارزش زيبايي شناختي آن جدا مي کرد و شعر را به منزله امري زيبا مورد تحقيق و تحليل قرار مي داد.ارسطو برعکس افلاطون، غايت شعر را فايده مندي اخلاقي آن نمي دانست، بلکه غايت شعر را خوشايندي آن مي دانست. از ديدگاه ارسطو شعر محصول دو علت طبيعي است؛ علت نخست غريزه تقليد و ديگري علاقه انسان به وزن و ريتم. ارسطو در اين رساله به تفصيل درباره تراژدي، کمدي و صناعات شعر بحث مي کند.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 15:5  توسط حافظ موسوي  | 

نظریه ها

جستاري در نظريه هاي ادبي از يونان تا ايران (۱)

حافظ موسوي

 

تاثير تئوري هاي ادبي بر شعر و ادبيات موضوعي است که در سال هاي اخير غالباً در نوشته ها يا سخنراني ها به آن اشاره شده است. از خود من بارها سوال شده است که با نظريه هاي ادبي جديد چه برخوردي داشته ام، چه تاثيري از آنها گرفته ام، و اينکه آيا اساساً يک شاعر يا نويسنده، مجاز است که اين مقوله ها را در آفرينش ادبي دخالت دهد؟...

اين مقاله پاسخي است به آن پرسش ها. اما پيش از آن بايد به اين سوال پاسخ دهيم که؛ «نظريه ادبي چيست؟»


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 15:2  توسط حافظ موسوي  | 

زبان و معنا

زبان و معنا در شعر

حافظ موسوي

شعر هنري کلامي است و از آنجا که کلام داراي معنا است منطقاً بايد بتوانيم به اين نتيجه ساده برسيم که وجود معنا در شعر امري بديهي است. به عبارت ديگر شعر محصول يکي از کارکردهاي زبان است و اين جمله مشهور که «شعر اتفاقي است که در زبان مي افتد» معطوف به همين معنا است. شعر محصول کارکرد زيبايي شناسي يک زبان است و از اين منظر شايد با اندکي تسامح بتوان گفت رابطه شعر و زبان مثل رابطه رقص و راه رفتن است. به تعبير رومن ياکوبسن «شعرشناسي عمدتاً به اين مساله مي پردازد که چه چيزي پيام کلامي را تبديل به اثر هنري مي کند.»1 در اين عبارت نيز بر ماهيت کلامي (زباني) شعر که حاوي پيام کلامي بودن آن فرض مسلم انگاشته شده است و نحوه فراروي يا تبديل آن به اثر هنري به عنوان وظيفه منتقد شعر يا شعرشناس تعيين شده است. در تعبير ياکوبسن از شعر تلويحاً به دو نکته اشاره شده است.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 14:55  توسط حافظ موسوي  | 

نیما

نيما را بايد در كليت خود شناخت

 

                                               

 

حافظ موسوي، نظريه شعر نيما را دربرگيرنده ساختاري منسجم و يكپارچه مي‌داند كه در هر دوره زماني، تنها بر يك جنبه از آن تمركز شده است. موسوي در گفت‌وگو با ايبنا، به تبيين دوره‌هاي مختلف توجه شاعران به نيما پرداخت.

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، موسوي با بيان اين كه "آنچه امروز براي ما اهميت دارد، اين است كه نيما را در يك كليت ببينيم"، افزود: او از زمانه خود بسيار جلوتر بود، و در نتيجه در هر دوره زماني پس از ظهور او، بر يك جنبه از كارش تمركز شده است.
وي در توضيح گفت: مثلا در ابتدا، برهم زدن اوزان قديم بود كه جلب توجهكرد؛ چزا كه ذهن ايراني فرمي را به عنوان شعر پذيرفته بود كه حداقل در شكل بيروني، با آنچه نيما ارايه مي‌داد، تفاوت فاحش داشت. البته بايد توجه خاص داشت به اين اشاره مكرر نيما؛ او مي‌گفت "اين كمترين كاري است كه من انجام داده‌ام".


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 13:30  توسط حافظ موسوي  |