تبليغاتX
حافظ موسوي
حافظ موسوي
احمد رضا احمدی

حافظ موسوی

(زبان شعر، زبان نثر) - نگاهی به کارنامه شعری احمد رضا احمدی

 

كارنامه شعر فارسی در دوره ای كه با نیما آغاز شد و تا به امروز ادامه دارد، حتی در مقایسه با پیشینه باشكوه آن از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری، كارنامه درخشانی است. وجود چند ده شاعر نامدار در این دوره كه چونان سلسله جبالی باشكوه، شانه به شانه هم ایستاده اند و قله های سترگی چون نیما، اخوان، شاملو، فروغ، آتشی و ... را در میان خود جای داده اند، این دوره را به یكی از كم نظیرترین دوره های شعر فارسی بدل كرده است. در میان آن چند ده شاعر، هستند شاعرانی كه امروز كمتر نام و سخنی از آن ها به میان می آید، اما وقتی به آثارشان مراجعه می كنیم در می یابیم كه آن ها نیز در حد خود، شاعران بزرگی بوده اند و تعدادی از بهترین شعرهای زمانه خود را سروده اند. از اسماعیل شاهرودی، سیاوش كسرایی، نادر نادرپور و منوچهر شیبانی به عنوان نمونه هایی از این گروه می توان نام برد.

 


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 10:21  توسط حافظ موسوي  | 

شاپور جوركش

بخشي از يك نوشته
يكي از آن خاطره هابا نام كوچك شاپور*
نويسنده: حافظ موسوي

 


    كارنامه ادبيات ايران در 20، 25 سال اخير مي تواند به چند نام مفتخر باشد؟ 20؟ 30؟ 100؟... نمي دانم، اما مي دانم كه يكي از آن نام ها <شاپور جوركش> است؛ نامي كه در اين سال ها، هم در حوزه شعر، هم در حوزه پژوهش و نقد ادبي (و شايد در حوزه ترجمه نيز) خوش درخشيده است.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:29  توسط حافظ موسوي  | 

م.آزاد

آزاد به انزاواي عجيبي گرفتار شده بود

 

 

حافظ موسوي _ شاعر _ در گفت‌وگو با ايسنا آزاد را يكي از شاعران برجسته‌ي اواخر دهه‌ي 30 و40 دانست و تصريح كرد: او با لحني ويژه شعر را به سمت‌هايي برد كه اوج و كمال آن در شعر فروغ فرخزاد به ثمر نشست.

به گمان وي از ويژگي‌هاي م.آزاد، نوع بهره‌گيري بود كه او از يكي از شاخه‌هاي شعر نيمايي، يعني در شعر آزاد داشت. در اين شعرهاي آزاد با نوعي هراس و اضطراب انسان مدرن مواجه هستيم؛ هراس از ناشناخته‌ها، بي‌هويتي‌ها، گير كردن در برزخي كه مي‌خواهد نه به سنت ربطي داشته باشد و نه از مجاب‌كنندگي دنياي مدرن برخوردار باشد.

موسوي افزود: در همان سال‌ها، شعر آزاد به‌طور وسيعي در ميان شعرخوان‌ها و جامعه‌ي ادبي رواج يافت. خيلي از منتقدان نامدار همان روزگار از آزاد به‌عنوان چهره‌اي متفاوت و اميدي براي جانشيني شاعران بزرگ نسل‌هاي قبلي ياد كردند.

وي از ويژگي‌هاي كار آزاد را آشنايي‌اش با ادبيات غرب دانست و تصريح كرد: او در عين اين‌كه ادبيات غرب را مي‌شناخت، با ادبيات ايران هم آشنايي خوبي داشت و با پشتوانه‌اي ادبي و فرهنگي مطمئن مسير خود را پي مي‌گرفت.

اين شاعر معاصر با اشاره به انزواي آزاد در دو سه دهه‌ي گذشته، گفت: آزاد به انزاوايي عجيبي گرفتار شد؛ انزوايي كه از يك سو شرايط اجتماعي و سياسي جديد بر شاعران و همه هنرمندان تحميل مي‌كرد و از سويي ديگر، در خود آزاد انگيزه‌هايي وجود داشت كه تسليم شدن به انزوا را براي او توجيه مي‌كرد.

موسوي با ياد آوري اين‌كه آزاد بي‌ترديد يكي از شاعران بزرگ روزگار ما بود، اضافه كرد: او گرچه در تنگ‌دستي و فراموش‌شدگي در اين سال‌هاي اخير روزگار گذراند، اما دست كم براي كساني كه او را با آثارش از گذشته‌هاي دور مي‌شناختند، با همان هيبت و شكوه و وارستگي و مناعت طبع كه برخوردار بود، باقي ماند.

وي گفت: باآن‌كه در دو دهه‌ي اخير در عرصه‌ي ادبيات حضور نداشت، با اين‌حال نسبت به ادبيات و به‌خصوص شعر و هم‌چنين نسبت به جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كرد، حساسيت نشان مي‌داد.

 

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:18  توسط حافظ موسوي  | 

جامعه‌ي كتابخوان ما

حافظ موسوي:
جامعه‌ي كتابخوان ما به آثار خارجي كنجكاوي و حساسيت بيش‌تري دارد

 

 

به اعتقاد حافظ موسوي در بازار كتاب و بويژه در حوزه‌ي ادبيات در هيچ‌يك از زمينه‌ها رونق خاصي به چشم نمي‌آيد؛ نه در حوزه‌ي آثار تأليفي و نه در زمينه‌ي آثار ترجمه‌يي.

اين شاعر در گفت‌وگويي با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، درباره‌ي اين اعتقاد كه فروش آثار ترجمه‌يي از وضعيت بهتري برخوردار است، گفت: اين بيش‌تر يك جور استنباط است، گرچه چنين شواهدي ممكن است به چشم بيايد. من در زمينه‌ي آثار ادبي - حتا ترجمه از آثار نويسنده‌هاي بسيار مشهور - به ارقام چندان جالب توجهي برخورد نكرده‌ام.

موسوي كه مدتي است به عنوان ناشر هم فعاليت دارد، در ادامه ياد‌آور شد: تجربه‌ي كار خود ما هم اين موضوع را تأييد نمي‌كند. مثلا ترجمه‌اي از شعرهاي برشت را با برگردان علي عبداللهي به بازار كتاب روانه كرديم كه قاعدتا مي‌بايست با استقبال مواجه مي‌شد؛ چون هم برشت نويسنده، شاعر و نمايشنامه‌نويس شناخته‌شده و پرجاذبه‌اي است و هم اين‌كه سال‌ها بود كتاب شعري از او به فارسي درنيامده بود؛ اما اين كتاب با استقبال خيلي معمولي مواجه شد. يا همين اواخر كتاب ديگري به نام «كبوتر» را كه داستان بلندي از پاتريك زوسكيند - نويسنده‌ي معاصر آلماني - است، به بازار عرضه كرديم كه گويا در آلمان فروش فوق‌العاده‌اي داشته است. با اين حال كتاب با همه‌ي ارزش‌هايي كه دارد، در اين‌جا با استقبال قابل ملاحظه‌اي روبه‌رو نشده است


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:17  توسط حافظ موسوي  | 

ديدگاه‌هاي افراطي در شعر

حافظ موسوي:
ديدگاه‌هاي افراطي در شعر به بن‌بست رسيدند
ادبيات در مقابل فوتبال بچه‌ي سربه‌زير و كم‌خرجي است

 

حافظ موسوي شعر دهه 70 را مكتب شعري نمي‌داند و معتقد است كه نمي‌توان همه شاعران اين دهه را زير چتر آن نگه داشت.

اين شاعر در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان خاطرنشان كرد: از دهه 60 با توجه به تحولاتي كه در سطح بين‌المللي و كشور رخ داد، شامل جنگ، انقلاب و تحولاتي كه در آرايش سياسي جهان به وجود آمد، تجربياتي كه روشنفكران و هنرمندان ما از بعد از كودتاي 28 مرداد داشتند، از جنبش‌هاي دانشجويي و چريكي و ... كه تاثيرات خودشان را بر ادبيات و هنر و ديدگاه‌هاي روشنفكري به جا گذاشتند تا اين‌كه رسيديم به انقلاب كه جامعه با وضعيت جديد روبه‌رو شد، مهم‌ترين اتفاقي كه افتاد اين بود كه جامعه ما از جامعه‌اي با معادلات ساده و تك‌مجهولي به جامعه‌اي پيچيده‌تر تبديل شد؛ يعني اگر در دهه‌هاي 40 و50 براي اغلب روشنفكران، ‌مبارزان سياسي و اجتماعي و آزادي‌خواهان ظاهرا همه مقوله‌ها روشن و آشكار بود و اين روشني و وضوح را عينا در كارهاي خود بازتاب مي‌دادند كه نمونه عالي آن را از جمله در شعر شاملو مي‌توان يافت، بعدا ديگر اين‌گونه نبود.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:14  توسط حافظ موسوي  | 

شعر فقط يك بازي زباني نيست

حافظ موسوي:
شعر فقط يك بازي زباني نيست
ادبيات ما به تقويت جريان رئاليسم نيازمند است

 

شاعر ”دستي به شيشه‌هاي مه گرفته دنيا“ گفت: يكي از بهترين جشنواره‌هاي دانشجويي در طي سال‌هاي گذشته جشنواره مهر بوده است.

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، حافظ موسوي ـ شاعر ـ در حاشيه چهارمين جشنواره دانشجويي ادبي شعر و داستان دانشجويان دانشگاههاي علوم پزشكي كشور در شيراز افزود: من در دو دوره اين جشنواره شركت داشتم كه نكته جالب آن نظم و ترتيب و حضور پررنگ دانشجويان به عنوان برنامه‌ريز و مجري و ايده پرداز است.

وي تصريح كرد: ديگر وقت آن رسيده كه روساي دولتي تنها شرايط را فراهم كنند؛ اما مجري ‏ مبتكر و ايده پرداز نباشند؛ بلكه از دانشجويان حمايت كنند.

سراينده «شعرهاي جمهوري» با اشاره به موضوع سخنراني خود با عنوان «تفكر در شعر» گفت: دليل انتخاب من مساله معنايي و بي‌معناي شعر بود؛ چراكه نظريه‌هاي افراطي در نفي و اثبات اين موضوع وجود دارد كه هميشه مساله ذهني من بوده است. در شعر همه شاعران بزرگ يك فكر اصلي وجود دارد و هيچ شاعر بزرگي نيست كه بدون فكر بزرگ شاعر شده باشد.

وي افزود: حافظ، خيام، پاز، نرودا، نيما و شاملو هم انديشه‌اي را مطرح كرده‌اند؛ اما اين فكر و انديشه لزوما به چرايي هستي پاسخ نمي‌دهد، شايد حتا پرسشي اضافه كند و من فكر مي‌كنم ديدگاهي بين شاعران نسل جوان به وجود آمده كه شعر فقط يك بازي زباني است اما من مخالف اين موضوع هستم.

موسوي در ادامه لازمه كار نو را بررسي كارهاي قبلي دانست و افزود: هيچ چيزي مهمتر از خواندن مداوم و كار طاقت فرسا نيست؛ كار مستمر و دقت زياد؛ وگرنه با تفنن موفق نخواهيم بود.

خالق اثر «سطرهاي پنهاني» در بيان ديدگاه خود به ادبيات امروز گفت: ادبيات ما به تقويت جريان رئاليسم نيازمند است، به اين معنا كه آثار ادبي ما بازتوليد ادبيات نباشد، درام را از درام‌هاي ديگر و داستان را از روي داستان‌هاي ديگر ننويسم، بلكه به آن سطح از نگاه حرفه‌يي برسيم كه مراحل و موضوعات جامعه خود را از ادبيات مطرح كنيم. در آن وقت است كه شانس ما براي حضور درمرحله بين‌المللي خيلي بيشتر خواهد بود.

وي خاطرنشان ساخت: دنيا مي‌خواهد از دريچه ادبيات به دنياي ما نگاه كند، نگاه ما به زندگي شخصي و تجربه ما از اين لحاظ خيلي كم رنگ است، در حالي كه در ادبيات آمريكاي لاتين نويسندگاني توانا دقيقا به اين موضوع به صورت عالي پرداخته‌اند.

 

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:13  توسط حافظ موسوي  | 

شعر امروز

حافظ موسوي:
شعر امروز، بدون شركت در مسابقه‌اي، از قبل بازنده شده است

 

 

حافظ موسوي با بيان اين مطلب، در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: اين‌را كه شعر امروز چرا با استقبال عمومي مواجه نمي‌شود، بايد در يك بستر عمومي بررسي كرد؛ منظور از بستر عمومي، بستر كلي فرهنگ ماست، كه اينك وضع آن بسيار اسفبار است؛ كافي است به تيراژ كتاب‌ها يا استقبالي كه از ديگر هنرها مي‌شود، نگاهي بيندازيم. مجموعه اين اوضاع و احوال نشان مي‌دهد كه ما در وضعيت بسيار نامطلوبي هستيم كه شايد بتوان تجلي اصلي را در بخش كتاب ديد.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:11  توسط حافظ موسوي  | 

جايزه‌ي شعر كارنامه

حافظ موسوي ـ داور جايزه‌ي شعر كارنامه:
ادعاي جامعيت مطلق نداريم

 

قصد ما اين نبود كه تجربه‌هاي اين سال‌ها در حوزه شعر كلاسيك را انكار كنيم؛ اما جايزه شعر كارنامه، از همان ابتدا به اسم نيما و براساس شعر نو پايه‌گذاري شد.

حافظ موسوي - عصو هيات داوران و هيات اجرايي جايزه شعر كارنامه - با بيان اين مطلب به خبرنگار بخش ادبي خبرگزاري دانشجويان ايران -ايسنا- گفت: هدف اين جايزه، حمايت از جريان شعر نو و شعر نيمايي بوده است و ما حتا در اطلاعيه‌هاي اوليه‌امان هم اعلام كرديم كه تنها كتابهايي كه در حوزه شعر نو سروده شده است مورد بررسي قرار مي‌گيرد. فرم هاي كلاسيك، كار خودشان را كرده‌اند و هنوز هم اين فرم سروده مي‌شود، منتها ما روال كارمان در حوزه شعر نو است.

 


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:9  توسط حافظ موسوي  | 

كانون نويسندگان

حافظ موسوی در ایلنا

كانون نويسندگان تنها تكيه گاه اهل قلم ايران به شمار مي رود

 

در حال حاضر كانون نويسندگان در ايران حضور معنوي دارد، با توجه به اهميتي كه كانون نويسندگان در ميان اهل قلم و سطح بين‌‏المللي دارد، يك تكيه گاه براي اهل قلم محسوب مي‌‏شود، متاسفانه كانون در وضعيتي نيست كه بتواند از حقوق صنفي اعضا خود دفاع چنداني كند و به برخي از اموري كه به طور طبيعي به عهده كانون نويسندگان است، بپردازد، اما با اين وجود، هنوز توانسته اعتبار خود را حفظ كند و همين براي ما كافي است .


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:7  توسط حافظ موسوي  | 

حامد رحمتی

گفت و گویی با حافظ موسوی پیرامون شعر معاصر

حامد رحمتی

 

آقای موسوی! چه تعریفی از خود ارائه می‌دهید؟

تعریف خاصی از خودم ندارم. اما به هر حال آن چیزهایی که از قضاوت‌های دیگران دستگیرم شده این است که ظاهراً آدم متعادلی هستم. نه خیلی احساساتی هستم، نه خیلی عاقل. مثل همه‌ی مردم خودخواهی‌هایی برای خودم دارم، اما نه آن‌قدر که توی چشم بزند. خودم گمان می‌کنم آدم آزاداندیش و دموکراتی هستم، اما بعضی وقت‌ها در مورد برخی از مسائل احتمالا ً رگه‌هایی از جزم‌اندیشی و استبداد هم در من هست. در مجموع، اهل رودربایستی‌ام و خیلی وقت‌ها نمی‌توانم حرف دلم را رک و پوست‌کنده بزنم که مبادا باعث رنجش دیگران بشود. در زندگی شخصی و اجتماعی و همین‌طور در کار ادبی اهل افراط و تفریط نیستم. همین‌قدر کافی است، جنبه‌های منفی را مخصوصا ً گذاشته ام که دیگران بگویند.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:5  توسط حافظ موسوي  | 

من زنبيلي ندارم

من زنبيلي ندارم

 

هنوز هوا روشن نيست
دختران
زنبيل به دست
به زيتون زاران مي روند

 

باد
مه صبحگاهي را
در هوا مي پراکند

 

دانه هاي زيتون
زير علف هاي خيس پنهان شده اند
دختران
بر علف ها وخاک
دست مي کشند

 

واي! من زنبيلي ندارم!
عنقريب، خورشيدِ بي رمقِ پاييزي
دانه هاي زيتون
دختران جوان
زنبيل ها
و مرا
افشا خواهد کرد!

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:2  توسط حافظ موسوي  | 

عکس

 

 

 

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 15:0  توسط حافظ موسوي  | 

توسعه فرهنگي

درآستانه روز جهاني توسعه فرهنگي
حافظ موسوي:
عالي‌ترين محل تجلي عنصر گفت‌وگو در شاخه‌هايي از هنر است
فرهنگسازي متوجه حوزه روشنفكران است؛‌ نه دولت

 

حافظ موسوي معتقد است: ابزارهايي كه باعث ارتقاي فرهنگ مي‌شود در كشور ما مورد استقبال قرار نمي‌گيرد.

اين شاعر معاصر در گفت و گويي با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) درباره موضوع توسعه فرهنگي در جامعه ايران عنوان كرد: توسعه فرهنگي جز از طريق كتاب و مبادله فرهنگي صورت نمي‌گيرد و متاسفانه در كشور ما مجموعه رسانه‌هايي مانند شعر، داستان، تئاتر و سينما مورد توجه قرار نمي‌گيرد.

موسوي با بيان اينكه ”رمان ” گفت و گوهاي دروني يك فرهنگ را بازتاب مي‌دهد يادآور شد: رمان مي‌تواند ما را به شنيدن حرف‌هاي ديگران دعوت كند و اين عنصر گفت و گو كه ما به‌شدت به آن نياز داريم، عالي‌ترين محل تجلي‌اش در شاخه‌هايي از هنر است كه در جامعه ما وضعيت استقبال از آنها اسفبار است.

وي در ادامه فرهنگسازي را متوجه حوزه روشنفكران دانست،‌ نه دولت، و افزود: توسعه فرهنگي امري تدريجي و آرام است؛ اما شتابزدگي كه معمولا از خصوصيت‌هاي ما ايرانيان است، به اين موضوع لطمه مي‌زند.

او ادامه داد: دوري گزيدن از شتابزدگي و بازخواني گذشته بيش از هر چيز به ما كمك مي‌كند و اتفاقا در ده بيست سال گذشته كتاب‌هايي كه در زمينه بازخواني گذشته منتشر شده، بسيار شاخص است.

حافظ موسوي همچنين متذكر شد: ما در زمينه نگاه به فرهنگ گذشته نيز دچار نوعي تناقضيم؛ به داشتن فرهنگ ديرينه سال و كهن خود افتخار مي‌كنيم و در عين حال در يك قرن اخير تلاش‌هايي از سوي روشنفكران براي بازبيني فرهنگ اين سرزمين صورت گرفته كه بخشي از اين تلاش‌ها ما را به خودشيفتگي رسانده و بعضي باعث شده است عده‌اي فكر كنند در فرهنگ گذشته ما امكان نوزايي وجود ندارد. بنابراين بايد صرفا به فرهنگ غربي بپردازيم.

سراينده شعرهاي جمهوري تصريح كرد: هيچ يك از اين گرايش‌ها به سرمنزل مقصود نمي‌رسد. اما واقعيت اين است كه از وقتي غربي‌ها با شتاب پيش رفتند، ما حركت كندي داشتيم و اگر ادبيات، موسيقي و شعر را كه شاخصه‌هاي هنري هستند بخش ترديدناپذير فرهنگ بدانيم، يك نگاه آماري نشان مي‌دهد آنها چقدر توليد كننده بوده‌اند و ما در چه سطحي قرار داريم.

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 14:58  توسط حافظ موسوي  | 

سعدی گل بیانی

سعدی گل بیانی

خوانش يک شعر از مجموعه ي "زن ،تاريکي ،کلمات " | حافظ موسوی

 

حالا خيال کن اينجا بغداد/ اين هم   جوي نازکي از خون /از اين شقيقه که مال من است / تا دامن سفيد تو   بر اين خاک/ حالا خيال کن که من دست دراز کرده ام/ که موهايت را /از اين سيم خاردار بگيرم/  حالا خيال کن شدني باشد اينها /

و تو سرت را گذاشته اي   اينجا / روي اين سينه/ زير اين يکي شقيقه که مجروح نيست / آن وقت يک لحظه چشمهايت را برگرداني /به سمت دجله  و بشماري :يک..دو..سه..ده /بومب...بامب...بومب...بامب.../آن وقت انگشت هاي مرا /از روي خاک جمع کني :  يازده...دوازده/و بعد خواسته باشي ببوسمت/آن وقت من چطور بگويم: لب هايم کو؟  


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 14:54  توسط حافظ موسوي  | 

نصرت رحمانی

شعر «انهدام» نصرت رحمانی در گفت‌وگو با حافظ موسوی

امپراتوری تک‌نفره‌ نصرت

مجتبا پورمحسن

 

در بعدازظهر آخرين‌ جمعه‌ی بهاری سال‌ ۱۳۷۹، نصرت‌ رحمانی يکی از بازمانده‌های دوران‌ طلايی ادبيات‌ شعری ايران‌ درگذشت. آن‌ روز نصرت‌ در خانه‌ای که‌ با همه‌ی بزرگيش‌ برای عظمت‌ شاعری جاودانی کوچک‌ بود در آغوش‌ پسرش‌ آرش‌ آخرين‌ نفس‌های زندگيش‌ را سر کشيد. او يکی از آخرين‌ سربازان‌ باقی مانده‌ از ميدان‌ شعر دهه‌های نه‌چندان‌ دور بود، امروز که‌ در هفتمين‌ سال‌مرگ‌ درگذشت‌ نصرت‌ رحمانی هستيم‌ تصميم‌ گرفتيم‌ با حافظ‌ موسوی درباره‌ی يکی از شعرهای نصرت‌ رحمانی صحبت‌ کنيم؛ شعری که‌ فکر می‌کنم‌ بسيار تلخ‌ است‌ و گويای فضايی است‌ که‌ بر شعرهای نصرت‌ رحمانی حاکم‌ بوده، حافظ‌ موسوی شاعری که‌ تا به‌ حال‌ چهار مجموعه‌ از او منتشر شده‌ و تا پيش‌ از تعطيلی مجله‌ی ادبی کارنامه، دبير تحريريه‌ اين‌ نشريه‌ بود با ما درباره‌ی شعر انهدام‌ حرف‌ زده. اما بد نيست‌ برای آن‌ دسته‌ از مخاطبانی که‌ شعر «انهدام» را نخوانده‌اند يا نشنيده‌اند يک‌ بار اين‌ شعر را بخوانيم‌ و بعد گفت‌‌وگو با حافظ‌ موسوی را.


ادامه ی مطلب
|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 11:28  توسط حافظ موسوي  | 

شعرهای خاورمیانه

شعر های خاور میانه - اثری تازه از حافظ موسوی

شعرهای خاورمیانه

 

مدت هاست که ذهن من درگیر مسئله ای ست به نام خاورمیانه و این نه تنها عجیب نیست که بسیار هم طبیعی است. چرا که در این سال ها و ماه ها ی اخیر ذهن همه ی دنیا درگیر این مسئله است. خاورمیانه ی افسانه ای ، خاورمیانه ی پیامبران آسمانی، خاورمیانه ی اسرار آمیز، خاورمیانه ی نفت، خاورمیانه جنگ و برادرکشی، خاورمیانه ی تروریست...

خاورمیانه ای که تیتر اول همه ی خبرهای جهان است.

 

دنیا از خاورمیانه چه می خواهد؟... یا برعکس، خاورمیانه از دنیا چه می خواهد؟... آیا آن طور که خیلی ها می گویند موضوع فقط موضوع نفت است؟...

من تحلیل گر سیاسی نیستم! اما به هر حال شهروند این خاورمیانه ام  و نمی توانم در مقابل سئوالی که دیگران، در هرجای دنیا دارند به آن پاسخ می دهند و پاسخ شان به من هم مربوط می شود خودم را بی ربط بدانم.

 

اگر چه ما ایرانی ها، خصوصن در قرن اخیر، اغلب در پشت حصار نامطمئن عرب ستیزی پناه گرفته ایم و کوشیده ایم خودمان را به خاورمیانه و خاورمیانه را به خودمان نامربوط بدانیم و از این طریق به غرور جریحه دارشده ی ملی خود مرهمی بگذاریم، اما حالا دیگر گمان می کنم پنهان شدن پشت این حصار دردی از ما دوا نمی کند. حالا دیگر چه بخواهیم، چه نخواهیم سرنوشت ما با سرنوشت خاورمیانه گره خورده است. ما برای درک این سرنوشت تراژیک نیازی به بیانیه ی 99 ماده ای بیکر- همیلتون نداشتیم. حتی لازم نبود پوپولیست های وطنی به توپخانه ها و موشک اندازهای امریکایی گرا بدهند که " ما هم خاورمیانه ایم". فقط اندکی هوش و اندکی حافظه ی تاریخی برای ما کافی است تا با این واقعیت آشکار رودررو شویم که ما هم، خاورمیانه ایم. خاورمیانه ای که در آتش می لرزد و رهبرانش می خواهند این آتش را با نفت خاموش کنند. شاید این حرف ها برای خواننده ی وازنا که می خواهد ساعتی را در فضای شعر تنفس کند ملال آور باشد اما یک جورهایی لازم دانستم این ها را بگویم تا خواننده ام را بی واسطه با دغدغه های پشت این شعرها که نه ، شعرگونه ها، آشنا کنم.

 

تردید دارم که براین نوشته ها که قراراست هر هفته یکی دوتاشان را در وازنا بگذرایم بتوان نام شعر نهاد. این ها یادداشت هایی است که گاهی به شعر نزدیک می شوند.همین!

 

مخاطب این یادداشت ها به گمانم بیش از آن که اهالی خاورمیانه باشند، مردم مغرب زمین اند. کاش می توانستم این ها را به انگلیسی بنویسم و درسایت های انگلیسی زبان بگذارم تا یک سرباز امرکایی، یا انگلیسی بتواند آن را بخواند و بداند که خاورمیانه و تروریسم یکی نیستند یا یک شهروند استرالیایی، کانادایی، فرانسوی از زبان یک ایرانی یا عرب یا هرجای خاورمیانه بشنود که خاورمیانه به بمب و موشک نیاز ندارد. خاورمیانه به صلح و آرامش نیاز دارد.

 

این نکته را نیز یادآوری کنم که دفاع از خاورمیانه، دفاع از ارتجاع، خرافات و تروریسم نیست. اگر صدای حافظ، ابونواس، ناظم حکمت، آدونیس، باموک، شاملو، سیمین بهبهانی، غاده السمان و... به گوش غرب برسد، جهان ما گفتگوی دلپذیری را تجربه خواهد کرد.

 

شعرهای خاورمیانه

 

کشتی های عتیق شما

در آب های من پهلو گرفته اند

ملوانان سالخورده، هنوز

میخانه های فنیقیقه را خوب به خاطردارند

***

 

شب های پرستاره بغداد را

به یادتان می آورم

و دخترم شهرزاد را

که طعم قصه هاش هنوز

زیر پلک های شماست

 

***

 

 

زرتشت، موسا، مسیح، محمد

پسران منند

ودختران من

مریم و هاجر

دو ماهپاره در هلال خصیب

***

 

درمن به تحقیر منگرید

من

خاورمیانه ام .

٢.

 

اینجا

خاورمیانه است

 

ما با زبان تاریخ حرف می زنیم

خواب های تاریخی می بینیم

و بعد

با دشنه های تاریخی

سرهای همدیگر را می بُریم

 

از شام تا حجاز

از حجاز تا بغداد

از بغداد تا قسطنطنیه

از قسطنطنیه تا اصفهان

از اصفهان تا بلخ

بر سرزمین های ما

مرده ها حکومت می کنند

 

اینجا

خاورمیانه است

و این لکنته که از میان خون ما می گذرد

تاریخ است.

 

٣.

 

در پایتخت قصه های هزار و یک شب